بخشنامه برگزاری جشنواره الگوهای برتر تدریس سال تحصیلی 90-89
مهلت ثبت نام : ۳۰/۱۰/۸۹
شماره بخشنامه : 901/26856/2 تاریخ بخشنامه : 18/10/89
تاریخ اطلاعیه : 28/09/89
جدول تقسیم بندی دروس برای جشنواره الگوهای برتر تدریس
![]()
چندی پیش در اینترنت به مطلبی تحت عنوان کتاب در گردش برخوردم که آن را عینا در پایین نقل میکنم.
نویسنده: فیزا آلگان
مترجم: آیدین فرنگی
وقتی کتابی را که از آن خوشش آمده بود، تمام کرد، نفس عمیقی کشید، با حسی خوشایند، کتاب را گذاشت روی نیمکت. بلند شد و راه افتاد. چند قدمی که دور شد برگشت و با لبخند نگاهی به کتاب انداخت. کتاب روی نیمکت، انتظار مخاطب جدیدی را میکشید..
کتابی روی نیمکت پارک، روی صندلی انتظار بانک، روی صندلیهای یک مرکز رختشویی، روی صندلیهای مترو یا اتوبوس درونشهری، کنار باجهی تلفن همگانی، حتا بین چیپس و بیسکوئیتهای یک سوپرمارکت! کتابی که قبلا کسی آن را خوانده و تصمیم گرفته به خوانندهی ناشناس دیگری هدیه بدهد. رمان، شعر، داستانهای کوتاه، مجموعهی یادداشت یا هر کتاب دیگری...
جا گذاشتن کتاب در مکانهای عمومی رفتاری است که اکنون در بسیاری از کشورهای جهان رو به فزونی گذاشته. کسی که کتابش را در مکانی عمومی رها میکند، هویت خود را آشکار نمیکند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد: «شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند.» «رول هورنباکر» نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد. او یک فروشندهی رایانه در ایالت میسوری آمریکا بود و نام این رفتار را Book Crossing گذاشت یعنی «کتاب در گردش». در فرانسه کتابهای در حال گردش از دههزار جلد فراتر رفته است. این رفتار جدید را میشود به نوعی «کمپین کتابخوانی» یا «کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب» در نظر گرفت؛ کمپینی که میتواند به مثابهی یک پروژهی فرهنگی قابل تامل باشد.
حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کمکم از ترکیه نیز سردرآورده است. در «ترکبوکو» ـ یکی از شهرهای ساحلی ترکیه ـ کنار دریا قدم میزدم که کتابی روی شنها توجهام را جلب کرد. فکر کردم حتما صاحب کتاب فراموش کرده آن را با خود ببرد. برش داشتم و همینکه چشمم به صفحهی اولش افتاد از خوشحالی در پوست خودم نگنجیدم. در صفحهی اول کتاب یک نفر متن زیر را نوشته بود: «من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان مکانی که به آخر رسانده بودم رها کردم. امیدوارم شما هم از این کتاب خوشتان بیاید. اگر از آن خوشتان آمد بخوانید وگرنه در همان نقطهای که پیدایش کردهاید بگذارید بماند. اگر کتاب را خواندید شمارهای به تعداد خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در جایی رهایش کنید.» در همان صفحه دستخط سومین خواننده توجهام را جلب کرد: «خوانندهی شمارهی سه در ترکبوکو». پس تا به حال سه نفر که همدیگر را نمیشناسند این کتاب را خواندهاند. طبق اطلاعات موجود در همان صفحه، خوانندهی اول کتاب را در استانبول و خوانندهی دوم در شهر بُدروم مطالعهی آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود.
برای این سنت جدید کتابخوانی سایت اینترنتیای هم راهاندازی شده تا علاقهمندان بتوانند با عضویت در آن به رهگیری کتابهایی که رها کردهاند بپردازند. توصیه میکنم سری به سایت bookcrossing.com بزنید. طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از دومیلیون و پانصدهزار جلد کتاب که اطلاعاتشان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف گردانندگان سایت یادشده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانهی بزرگ است. از این به بعد اگر در کافه، در لابی هتل یا سالن انتظار سینما کتابی را پیدا کردید، تعجب نکنید؛ چون ممکن است با یک جلد «کتاب در گردش» روبرو شده باشید. بیایید ما هم از همین حالا شروع کنیم.
منبع: روزنامه حریت؛ چاپ ترکیه
این مطلب به نظرم خیلی جالب آمد و امروز به سایت کتاب مسافر برخوردم که خیلی کار قشنگی انجام دادن و حیفم اومد در وبلاگ نقلش نکنم.
برای حمایت از این کار فرهنگی قشنگ بیاین ما هم عضو این سایت بشیم و به دوستامون هم معرفیش کنیم.
شروع سال تحصیلی جدید رو به همه ی اساتید ودانش آموزان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت تبریک میگم و امیدوارم سال جدید سالی سرشار از تلاش و موفقیت باشد.
گروه رایانه آستانه اشرفیه روزهای شنبه هر هفته در محل اداره آموزش و پرورش آماده و مشتاق دریافت تجربیات و پیشنهادات شماست.
زمين نبود و فرشته نبود و شعر نبود خدا تو را غزل آغاز في البداهه سرود
طلوع تا كه نمودي خميد پشت ملك خدا خودش به خودش گفت آفرين و درود!
كشيد نام تو را نعره آدم خاكي خدا به عشق تو بر آن دو التفات نمود
به يمن نام تو جان داد مرده را عيسي عصاي معجزه اسم تو بود ياس كبود
تو نور خانه ي حيدر كمي بلند بگو چه كرد با تو و بختت نگاه هاي حسود
كدام دست جسارت نمود سيلي زد چه ديد زينبت آنجا ميان آتش و دود
بخند كوثر دوران! بخند بانوي آب بقدر بغض بزرگي كه در گلوي تو بود
به قدر بغض بزرگي كه در گلوي تو ماند رسيد ارث به موعود و لحظه هاي سجود
![]()
![]()
![]()
زمين نبود و فرشته نبود و شعر نبود خدا تو را غزل آغاز في البداهه سرود
این غزل رو از کتاب تبریک عیدهای تو که از سروده های خواهرم ( راضیه فرهودی) هست به شما تقدیم میکنم و شهادت فاطمه زهرا رو بهتون تسلیت میگم.
|
املش ۱- مشخصات دبیران ۲- حضور در جلسه شماره ۱ و ۲ |
|
صومعه سرا
|
|
كلاچاي
|
|
فومن
|
|
لاهيجان
|
|
لنگرود
|
|
رودسر
|
|
رضوانشهر
|
|
كومله
|
|
رحيم آباد
|
شفت
سياهكل
|
ناحیه ۱
|
|
ناحیه 2
|
|
سنگر
|
|
چابکسر
|
|
خمام
|
|
خشکبیجار
|
|
انزلی
|
|
اطاقور 1- صورتجلسه شماره 1 |
|
رودبار
|
|
کوچصفهان
|
|
تالش
|